فاطمه جان احمدى

209

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

بخش ششم : تأثير تمدن اسلامى بر تمدن غرب مقدمه در قرون اخير محققان بسيارى در پى يافتن راه‌هاى نفوذ فرهنگ اسلامى به جهان غرب برآمده‌اند . نتايج حاصل از اين تحقيقاتْ مقالات و آثارى است كه تنها توانسته بخشى از تصوير حقيقى تاريخ را بازنماياند . با اين وصف ، بسيارى از اين محققان معترف‌اند كه تمدن اسلامى نقش مهمى در تكوين تمدن غربى بر عهده داشته است ؛ با اين توجه ماكس ماير هوف از انديشمندان اين عرصه اعتراف كرده است : « علوم و دانش اسلامى مانند ماه تابانى ، تاريك‌ترين شب‌هاى اروپاى قرون وسطى را منوّر ساخت . » واشنگتن ارومينگ نيز در تأييد آن آورده است : « كاخ تمدنِ ما را دست‌هاى تواناىِ با علم و فن مسلمين بنا نمودند و ملل اروپايى و مسيحى هر كجا هستند ، مديون مسلمين مىباشند . » در اين ميان برخى نيز بر آن شدند تا خدمات اسلام را در بارورى تمدن غرب ناديده انگارند . در سرزنش اينان مونتگمرى وات نوشت : « ما اروپايىها مديون‌بودنِ فرهنگمان را به اسلام نديده مى گيريم . ما اغلب اوقات گستره و اهميت تأثير اسلام را بر ميراث فرهنگىمان دست‌كم مىگيريم و بعضى اوقات حتى از آن به‌كلى چشم‌پوشى مىكنيم . » بدين ترتيب آنچه مسلّم است فرهنگ و تمدن اسلامى در تعامل با ساير تمدن‌ها به ويژه تمدن غرب توانست تأثير به‌سزايى بر آنها بگذارد . بر همين اساس ، در اين بخش كوشش خواهد شد به اجمال راه‌هاى نفوذ فرهنگ و تمدن اسلامى در غرب مورد بررسى قرار گيرد . چگونگى نفوذ و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامى در اروپا راهيابى فرهنگ و تمدن اسلامى با مفاهيم غنى و پر محتواى آن به اروپا سال‌ها به طول انجاميد . اين خزش به ظاهر آرامِ فرهنگ اسلامى ، راه‌هاى مختلفى را پيمود ؛ اما آنچه توانست سريع‌تر به اروپا وارد شود و همه مرزها را درنوردد ، « ايدئولوژى اسلامى » بود . شايد يكى از مهم‌ترين ،